عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
150
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و چون بو مسلم اين كارها بكرد ، و همى بر دست او همى بر آمد ، منصور را آن همه خوش نيامد [ 1 ] و بخويشتن بترسيد [ 2 ] پس روزى مر بو مسلم را پيش خواند و بسيار بگفت ، و اندر خشم شد بر وى و بفرمود تا بو مسلم را همانجا پيش او بكشتند ، و ابو العباس وليعهد از پس منصور ، مر على بن عيسى را كرده بود ، و منصور را آن حال همى خوش نيامد [ 3 ] و خواست كه بيعت [ 4 ] على بن عيسى را باز ستاند ، و پسر خويش ابو عبد اللّه محمد المهدى را بيعت كند ، و چند گونه حيلها [ 61 ] ساخت ، و مردمان را پيش كرد ، و از على بن عيسى مالها و ولايت پذيرفت . اجابت نكرد و خويشتن را خلع نكرد ، و پس بحيلت مشغول گشت به تباه كردن على بن عيسى . و مر عبد اللّه بن على را بدست على ابن عيسى داد و گفت : اين را بكش ! تا من و تو ايمن گرديم [ 5 ] و على ابن عيسى مر عبد الله را پنهان كرد و گفت : كشتم . و پس منصور مر بنى هاشم را بيعت كرد ، تا عبد الله بن على را از وى بخواستند و شفاعت كردند ، و ايشان را اجابت كرد و گفت : از على بن عيسى بخواهيد او را . على گفت : مر عبد الله را بفرمان امير المؤمنين بكشتم . منصور منكر شد و گفت : من نفرمودم . پس بسى شغب [ 6 ] كردند ، و اندر على بن عيسى آويختند . منصور گفت : هر چه خواهيد بكنيد ! ايشان شمشير بياوردند ، و خواستند على بن عيسى را تا قصاص [ 7 ] كنند . على پيش منصور آمد گفت : يا امير المؤمنين ! نيك سگاليدى و ليكن برويد و عبد الله را زنده بياوريد ، و به دو سپرد ، و او عبد الله را گفت كه : يا عم ! اگر خون تو بريختندى ، خون ده هزار مردم
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : بيامد ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : بترشد ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : بيامد ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : از بيعت . [ ( 5 - ) ] هر دو : كردم ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو : بنى شعث ؟ اما شغب كثرت خواهش و هيجان در شهرست ( المنجد ) [ ( 7 - ) ] كذا در اصل : ب : خواستند على بن عيسى را قصاص كنند .